217
بعد یه بحث و برانگیخته شدن اینجام. اون بخش دردمند هویت من دوست داره این عصبانیت و ادرنالین رو. داره دنبال جوابهایی میگرده که موقع بحث فرصت داشته بیانشون کنه یا اینکه چطور میتونه یه شخصیت و هویت پرفکت از خودش بسازه که هیچ نقطه ضعفی نداشته باشه که یه وقت علیهش استفاده بشه.
یه فکر دیگهای هم هست که چندان اینا براش مهم نیست. که یا همه چی برمیگرده سراغ قرار اولیهش یا شاید نهایتا چندتا چیز سقوط کنن و تو سراشیبی باشه اتفاقا. در کل هر چیزی که قرار پیش بیاد پیش میاد و چنگ زدن به حس و حال و اتفاقا منطقی نیست.
در کل خوشحالم. به چشم قدرت نو پا و تازه و جالبی رو دارم تو نظرم میبینم که به من گزینهی این رو میده که خودم رو از شرایط پیش اومده جدا کنم. که خودم رو نبازم. که بعد نشست این گرد و خاک، فکرای منفیای که همیشه مهمون سرم میشدن دیگه یه الزام و اجبار نیستن. که میتونم بهشون تن ندم.
این خیلی خوبه که نهایت بروز منفیات من نوشتن این جاست. که اکت و فعل اغراق آمیز دیگهای قرار نیست از من بروز کنه. امیدوارم نشونهی بزرگ شدن باشه. امیدوارم به پخته شدن ادامه بدم.
- 03/12/26
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.