Alienated

از خود بیگانه‌ام.

Alienated

از خود بیگانه‌ام.

245

Saturday, 5 Mordad 1404، 12:38 PM

نشستم از صبح تو فکرم به حال خودم روضه می‌خونم. با اینکه می‌دونستم ولی باز از دیدن این همه درد خفته و حجم انباشته توی انباری دلم جا می‌خورم. این قدر عمیق و این‌قدر زیاد؟ که هر "همه چی خوبه و گذشته‌ها گذشته، و بیا فقط فراموشش کنیم و‌‌‌..." تنها نتیجه‌ای که داده تاخیر انداختن و پشت سد جمع شدن بوده. تهش هم فکر میکنی دارم باز خودمو قربانی می‌بینم که باز این تله‌ی شخصیتی مثل زالو چسبیده به تنت. که این اراده و خواست و ولع زیاد برای سوگواری برای خودت طبیعی نیست. که شاید این تو نیستی که شاید وجه قربانی وجود دوست داره زنده بمونه. ولی آخرش باز باید با شخصیت‌هات زندگی کنی که هنوز اونقدر بین ضمیرت و قالبت(شخصیتت) فاصله ننداختی که با انکارش بتونی زندگی کنی. مثل بیرون کشیدن تیری که هنوز آمادگی‌شو نداری و باعث مرگت میشه.

  • 04/05/05
  • Almir ‌