Alienated

از خود بیگانه‌ام.

Alienated

از خود بیگانه‌ام.

269

Wednesday, 20 Azar 1404، 09:09 PM

There are so few things that give me comfort and peace of mind and I'm in dire need of that. Where should I look Who should I seek

  • Almir ‌

268

Thursday, 14 Azar 1404، 07:47 PM

این روزا بیشتر حس می‌کنم تمام این چیزی که بعنوان زندگی تجربه‌اش می‌کنیم و خودمون رو به آب و آتش می‌زنیم، یه اِسکم بزرگه.

  • Almir ‌

267

Tuesday, 5 Azar 1404، 01:09 AM

از اینجا به بعد را نمی‌دانم. اینکه می‌توانم یا نه را هم نمی‌دانم. دورم توی جزیره‌ای متروکه. نه حواسم هست نه جسمم نه خودم. میان ضربات قلم، اثر رنگم گم می‌شود. این رخت فصل سرما بجای گرم کردن فقط شانه‌هایم را خسته می‌کند. این‌طوری و این شکلی به درد نمی‌خورد. بقیه، همه مشغولند. سرشان گرم. من متنفر از هیاهو با خاطری زودرنج، بی‌میل به مشارکت، فقط نگاه می‌کنم. چیزی نمی‌خواهم. از رفتن از کندن و دیدن بیزار شده‌ام. به فکر فرو ریختن مثل پلی ترک خورده. فکرهایم کمکی نمیکنند. برای بستن زبان، حواس‌پرتی خودتجویز یک جایی به بعد، دیگر جواب نمی‌دهد. حس می‌کنم دست‌هایم خالی است. کاش سرم هم همین‌طور. فکر نمی‌کنم این چیزی که درون رگ‌های من راه میرود خون باشد. خیلی تیره‌تر است. نیاز دارم جایی روی جمجمه‌ام سوراخی باز شود. نه برای خاراندن مغزم یا گشودن چشم سومم بلکه برای بالا آوردن.

جایی میان این روزها، دست‌هایم از خیلی چیزها شسته شد. عمدتا امیدهای واهی و درهایی که باز نشدند. پیرمرد خسته به عصا تکیه میکند. عصا در دستانم شکست. 

+فردا باید جز کار، جایی کلاس برم حوصله نیست.

  • Almir ‌

266

Wednesday, 29 Aban 1404، 09:04 PM

یه دل سیر حرف زدن میخوام.

  • Almir ‌

265

Wednesday, 22 Aban 1404، 12:27 PM

واقعا چه حسی بدتر از اینکه متوجه شی در حق کسی/کسانی ناخواسته اشتباهی کردی؟ گر چه تمام سعی‌ام رو میکنم که پیش نیاد ولی همون چندباری که اتفاق افتاده مثل امروز اونقدر حس بدی بهم دست میده که میخوام در جا منفجر شم. حاضر میشی که چندبرابر اون ضرر و آسیب سر خودت بیاد ولی زمان برگرده عقب و جلوی اشتباهت رو بگیری.

  • Almir ‌

264

Monday, 20 Aban 1404، 07:16 PM

روزها راه پیدا می‌کنم و شب‌ها به بن‌بست می‌رسم.

  • Almir ‌

263

Sunday, 19 Aban 1404، 10:03 PM

May God be my witness as I did not intend to hurt any soul and my intention was from the kindness of my heart. I avoided greed and did not give in to the ill-intended desires. My god be the judge of what I deserved and what I received. My god be the one who put me in the position of power or weakness. I am at the mercy of your hands dear lord.

+ امروز آرمایش گروه خونی دادم. A+ام.

+ زندگی داره بهم تلنگر می‌زنه که به خودم بیام که خودمو ازین گِل رو به خشکی بتراشم. که زاویه بگیرم که پستی و بلندی بگیرم.

+ ته ته همه‌ی آرزوی من، رسیدن به اون مقام و مرتبه‌ای که هیچ کدوم از این چیزها برام اهمیتی نداشته باشه. که بازی دنیا رو در همین حد بازی ببینم. که هر لحظه رو برای همون لحظه زندگی کنم.

  • Almir ‌

262

Wednesday, 15 Aban 1404، 01:59 AM

The Moon is full tonight. 🌕 

  • Almir ‌

261

Sunday, 12 Aban 1404، 06:05 PM

To be content with who I am and what I have.

  • Almir ‌

260

Wednesday, 8 Aban 1404، 05:56 PM

دارم پیر می‌شم ولی بزرگ، نه.

  • Almir ‌